شیطون بلای خونه ما

با کودک از حفظ حجاب واعمال بعد از سن تکلیف میحرفیدیم البته به خواسته خودش که چه اتفاقی بعد از سن تکلیف میفته واینا ..که رسید به قسمت حجاب و از پوششش حرفیدیم که یهو رفت تو فکر ویه نگاه معنی داری به من انداخت وگفت :اه به خاطر همین قوانین مسخرهتعجب است که دوست  ندارم بزرگ بشم میخوام همیشه کودک باشم ...

 

این داستان شبکه های آشپزی خیلی جدی شده تااونجا که من تهدیدش کردم این شبکه ها رو دیلیت میکنم.الان اگه دستور سس رو بخواین در عرض 3ثانیه براتون همچین توضیح میده باورتون نمیشه .من وقتی دارم غذا درست میکنم میاد تو آشپزخونه اول زیر لب زمزمه میکنه وتوضیح میده بعد یواش یواش صداش بلند تر میشه ومیره دیگه تو جو برنامه آشپزی :دی

مثلا میگه حالا خرچنگهای دریایی رو اضافه میکنیم تعجبمنم که شاخام در میاد میگم عزیزم  خرچنگ دریاییمون کجا بود الان..

 وای که چه زعفرونهایی با ماست و خیلی چیزای دیگه قاطی نشد اینروزها وقتی ما خواب بودیم وای که چه دوغهاییی توی تستر قرار نگرفت وما شانس آوردیم اون تو نترکید ...

خلاصه سفارش هر نوع غذا که میخواین بفرمایید ما بگیم این الی خانوم براتون دستورش رو توضیح بده :دی

جدیدا حرفاشو نگه میداره ویهوییی وسط یه کار که ربطی به حرفش نداره میاد برام از اون بغضش میگه  و کلی هم خط ونشون میکشه برای اون شخص که باهاش رفتار درستی نداشته ....

 

پ.ن به خودمان که می رسیم,وقت کم میاوریم برای بودن...حتی آینهء قدی که هرروز بارها قامتمان را به رخ خویش می کشد...دلش تنگ می شود برای خودمان!...خودمان را کجا جا گذاشتیم که هرچه می گردیم به یک غریبه می رسیم...!؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٧ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ توسط مامان الیانا نظرات ()


 Design By : Pichak