شیطون بلای خونه ما

قاصدکم .. شاپرکم ...دوستت دارم و دلتنگیت را بر من ببخش .قلب

چند روزی رو رفته بودم به پایتخت تا هم دیدار دوست رفته باشم قلبوهم به امورات خودم برسمچشمک.در این دیدار فرشته کوچک دوست داشتنی عزیزم سیاوش عزیز  قلبوآنیسا گلم قلبرواز نزدیک با مامانای نازنینشون دیدم بغل.

سیاوش یه آقا پسر گل وتر تمیز وباهوش وخوشمزه بغلکه آبرو برای خاله آزاده نذاشت نیشخندوقتی که خاله آزاده داشت کفشاشو پاش میکرد پاهاش رو همش  یه دیقه رو زمین گذاشت ولی چشمتون روز بد نبینه زبانمواجه شدم با این که :مامان این پاشو گذاشت رو زمین .

مامان نگار :نه مامان گذاشته رو دمپاییی

سیاوش :نه پاشو گذاشته رو زمین این پاشو گذاشته رو زمین جوراباش کثیف شدند یعنی آبرو برامون نموند جلو بچه .ابله

قربونت برم که اینقد پاکیزه ایبغل تاحس میکرد آب مماغش داره اذیتش میکنه میگفت دستمال ولی ما هیچی نمیدیدم اینقده حساس وتمیزه این پسمل طلا.بغل

من از بودن با توپسر طلا حسابی لذت بردم که اینقد آروم وخواستنی هستی بغلمخصوصا وقتی موقع خواب اومدی بغلم نمیدونی چقدر حس خوبی داشتم معصوم خودتوجا دادی بغل خاله وووی همین الان دلم خواست بغلت کنم ماچ.

 

و اما آنیساخانوم قند نبات قلبکه شیرین ومثل طوطی هر چی ما گفتیم تکرار کردبغل .الهی قربونت برم  من که نگاهت پر از معصومیت بودبغل.کلی حس ارامش بهم دادی وقتی اینطوری بغلت کردم خالهماچ

 

واز همه مهمتر دیدن نازنین وکوروش گلم بغلاز پشت مانیتور که خودش برام افتخاری بوداین مادر دوست داشتنی ونازنین رو دیدم وصدای مهربونش روشنیدم وصد البته کوروش خان گل گلاب روقلب

این وسط الی خانوم حسابی منو ذوق زده میکردقلب از حرفاش وقتی بهم زنگ میزد میگفت مامان دوستت دارم وکلی ماچ وبوسه بود از اون طرف که برام فرستاده می شدخوشمزه .وقتی رسیدم بهم گفت مامان واقعا دلم برات تنگ شده الان میفهمم بدون مادر بودن چقدر بد وسخت از خود راضیبغل.

 

 

تشکر نوشت :نگار نازنینم ..من نمیدونم برای تشکراز همه لطفهای شما وهمسر مهربونت چی بگم وچه کاری انجام بدم تا بلکه کمی از شرمندگیم کم شود.خجالت.زحمتهایی که بهت دادم و مهربانی که درحقم داشتی جبران نمیشه با هیچ چیز  وفقط میتونم بگم برات همیشه آرزوی روزهای خوش وشاد در کنار همسر محترمتون رو دارم قلب. ممنون از همه هدایای زیبات قلبببخش با همه احوال ناخوشم ونق نق هام این روزها تحملم کردی خجالتدیگه مهمون بیاد وناخوش  احوالم باشه خیلی تحمل میخواد سبز.برای همه زحمتهایی که بهت دادم یه بغل گل نرگس با عطر خوشش تقدیمت میکنم قلبتا لحظه ای فقط لحظه ای نگاه زیبا یت ماچرا به آن بدوزی واز بوی مجازیش مست شویمژه .دوستــــــــــــــــــت دارم دوستـــــــمبغل لحظه های با تو بودن شیرینیش برایم هیچوقت از بین نمی رود .قلبهمیشه در پناه مهربانترین مهربانان باشی دوستم قلب

پ.ن:بعضی چیزهای دور و برمان تغییر می کند ، آسان تر می شود یا سخت تر ، این جوری یا آن جوری ، اما در اصل هیچ چیز تغییر واقعی پیدا نمی کند . من به این اعتقاد دارم . تصمیمات خودمان را گرفته ایم ، زندگیمان در جریان است ، و آن قدر ادامه پیدا می کند تا به آخر برسد . اما اگر این طور است پس بعدش چی ؟ منظورم این است آخه که چی ، به این موضوع اعتقاد داشته باشی اما پنهان کنی ، تا این که یک روز اتفاقی بیفتد که باید چیزی را عوض کند ، بعد ببینی در نهایت هیچ چیز قرار نیست عوض بشود . آن وقت چی؟ در این اثنا ، حرف ها و رفتار دوروبری هایت طوری باشد که انگار تو همان آدم دیروزی ، یا دیشبی ، یا پنج دقیقه پیش هستی . اما تو داری توی یک بحران دست و پا می زنی . حس می کنی قلبت لطمه دیده .........
.........................
ریموند کارور

پ.ن.شب و روز در خیالی وندانمت کجایی ای دوست ...تو جفای خود کردی و نه من  نمی توانم جفا کنم ..ولیکن نه تولایق جفایی ..چه کند اگر تحمل نکنند زیر دستان ای دوست ..توهر آن ستم که بخواهی بکنی که پادشاهی ..

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ توسط مامان الیانا نظرات ()


 Design By : Pichak