شیطون بلای خونه ما

 

 

 

 

 

اینجا برای از شما نوشتن هوا کم است ...."مهر" تان  پایبندم میکند و دلم را قوی .به وجود دوستانی که هر روز برایم لحظه ای وقت میگذارند و به لطف پدر خانه  و فرشته خانه ام که همتا ندارد خوبم و قول مید هم در اولین فرصت با هوشیاری کامل و حال خوش از همه این روزها بنویسم. هر چند از اول پاییز کلی برنامه داشتم ولی دست مریزاد پاییز که سنگ تمام گذاشتی هر چند من دست از دوست داشتنت بر نمیدارم و روزهای باقیمانده ات را برای همه دوستان و خودم بهترین ها رو آرزو میکنم .

نمیدانم از کدامتان نام ببرم ولی همه تان را سپاس برای احوال پرسی و نگران بودنتان کسانی که شاید ماه ها در این جا کامنتی نمیذارند و لی اس ام اس هاشون واقعا بهم حس خوب میده اینقدری که " خوبی؟ " گفتن های بعضیها آرامش به من میده قرصهای آرامبخش نمیده مثل خیلی هاتون که خودتون نیاز به مرهم دارید و با جمله های قشنگ که می فرستید من دورتان میگردم و همچنان می نازم  و می بالم به داشتنتون . خیلی ها که مثل همیشه بهشان استرس وارد کردم و بهشان زحمت بعضی کارها رو دادم .امیدوارم در شادیهایتان سهمی بزرگ داشته باشم .

دلم میخواهد قبل یلــدا پایان دهم به این طولانی روزهای احوالم ....

دلـم میخواهدآغوش باز کنم و سلام دهم به آرامش ....

دلم میخواهد باران ببارد و بی هیچ دلوواپسی و ترس زیر بوته یاس همسایه بنشینم یک بغل یاس را در آغوش بگیرم و بویش را با خود همراه کنم ....

دلم میخواهد بگویم من اشتباه ترین اشتباهاتم را میپذیرم و روزهای بد را میپذیرم بدون آمدن روزهای بدتر .....

دلم یک ساحل می خواهد و عصر پاییز و آتیش و صدای چوب و مامانم که بشینیم کنار دریا و به صدای چوب های در آتیش احساس غرور کنم و به داشتن مادرم بیشتر او به من نگاه کند و با نگاهش ابراز خوشحالی برای کنار دریا بردنش و من در کنار امن ترین موجود زمینی و صدای دریا به غروب نگاه کنم و همراه رفتنش تمام دلتنگیهای مرا ببرد..

اینجا باران است یک شب بارانی و سرد و من میشنوم صدای زوزه باد را از درز پنجره و من میشنوم صدای بهم خوردن در حیاط خلوت که کنارش نشسته ام  و میگویم با خود گفته شاملو را که اگر بیهوده زیباست شب  برای چه زیباست ؟ شب ..برای که زیباست ؟ وادامه صدای باران است که سکوت شب را شکسته .......می شنوید ...

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٢ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ توسط مامان الیانا نظرات ()


 Design By : Pichak