من مـــــادر هستـــم ؟من مادرهستم !

چــــــه نزدیــــک اســــت و چـــــه دور

                                 فــــاصـــــله بیــــن زمـــیــن و بـــــرگــــ  


تمام شدتکالیفم  مامان

نظارت میکنم و ایرادها رو اگر باشد میگیرم .امضا میکنم .برای اینکه من مادر هستم .

5تا سوال ریاضی و 6تا سوال علوم باید بگیرید برام .

به روی چشم دختــــرم و انجام میدهم .برای اینکه من مادر هستم .

ساعت 5 کلاس دارم بابا نیست شما منو می برید .

حتما عزیزم .برای اینکه من مادر هستم .

صبح جلسه دارند تو مدرسه دعوت شدید یادتون نره .باید بیاین "با تاکیدهای فراوان ".

دمپای شلوارم باید کوتاه شه .

نهار اینو میخوام و دوست دارم تغذیه ام این باشه ممکنه شب برام اینو درست کنی .

بشین پای حرفای امروز مدرسه ام خانوم معلم اینا رو گفت ..دوستام بذار از دوستام بگم ...

مامان یکم قبل از خواب بشین کنارم دست به موهام بکش به گوشم دست بزن ...

همه اینها رو با جان و دل و باتمام وجودم انجام میدم چون من مادر هستم ...

وکاش مسئولیتت همین ها بود کاش نگهداری از روحت و وجودت به همین آسانی بود ....

نکند من ادعا کنم من مادر هستم ولی کوتاهی کنم !نکند جایی کم بگذارم که روزی وقتـــی صدایت میکنم و از تو خواهش میکنم به من گوش بدهی و به من برگردی در چشمانم نگاه کنی و بگویی : چیکار کنم دیگه قیافتو نبینم ..دل شکستهوای که از فکرش حالم بد میشود.میترسم استرسمیترسم مادر باشم ولی مادر نباشم .اینروزها با خودم بیشتر تکرار میکنم "من مادرم "هر چقدر خودمم را هم بخواهم باید برای تو بیشتر وقت بگذارم باید روحت را سیراب کنم ،باید کاری کنم نتوانی به غیر از خانه و مادر و پدر جایی را انتخاب کنی برای یک شب پناه بردنت از مشکل و غصه و دردهایت و دلتنگیت   .باید مادری کنم نه فقط لباس و غذایت را روبراه کنم. قول میدهم کاری کنم تا فردا به کسی نگویی این پدر و مادرم عادتشونه که مثه موش و گربه با شند. تا حوصله مان را نداشته باشی .نکند کاری کنم سر در گم شوی در این سردرگمیه زندگی ..نکند حسرتی بخورم که سزایم باشدنگران این حسرت :( دلواپسم که شادمان نباشی ..قول میدهیم من و پدرت تکیه گاه و رفیق جانت باشیم. هر وقت دلت گرفت از حرف زدن با من نترسی و از اشک ریختن بر روی شانه پدر هراس نداشته باشی. میخواهیم بال و پرت باشیم .نمیخواهیم ببینیمت ..بشنویمت و خودمان را به کوچه علی چپ بزنیم ..نمیدانم این روزها عجیب میخواهم جایگاهم را بشناسم و همان باشم .ترسیدم از وقتی "من مادر هستم " را دیدم ....میخواهم برایت سراپا گوش باشم سراپا چشم باشم می خواهم مادرت باشم .. روزی که تو تنهایم میگذاری نگران نباشم که دیگر باز نمیگردی ..

از اتفاقهای اینروزهایت ..خیال باطل

مامان اینقد معلم ازم راضی بود از مرتب بودن تکالیفم و اینا .بعد منو مبصر ریاضی کرده .(مبصر ریاضی اونم الیانا برای من عجیب بود ولی قند در دلم آب شد برای این خبر خوش که کودکم پیشرفت داشته در سال جدید که به چشم معلم اومده و خدا رو شکر این تنفرش نسبت به مدرسه اش و دوست نداشتن درس داره جاشو علاقه و تلاش میگیره بدون هیچ حرفی از جانب ما و فک کنم این بر میگرده به هنر معلمش که تونسته دوباره انگیزه و علاقه رو تو الیانا بوجود بیاره )قلب

این دایی امیر بهم گفته حالا که مبصر شدی میتونی از بچه هایی که تکلیفشون رو ننوشتند یا اشتباه و بد نوشتند پول بگیری اگه از هر کدوم..مبلغ بگیری در ماه میتونی اینهمه پول جمع کنی .شیطان(باشد تا این کودک دایی امیر "عمه قربونش بره "اومد اینا رو ما روش دیکته کنیم تا کمک باباش بشه )متفکر

سیامک عباسی رو با هم داریم تو ماشین گوش میدیم:عشقم بهت  عمیق بود اما تو حال و روزم رو نمیدیدی اینقدر غرق بچگی بودی ....خواب(مامان میدونی این یه بچه ای داشته اینقدر غرق بچگیهاش بود اصلا خستگیهای باباشو  نفهمیده واسه همین بچه اشو گذاشت رفتتعجب)(یا خوشحال باشم هنوز کودکانه نگاه میکنه یا نگران که چرا اشتباهی میفهمهابله )

اوناییی که فک میکنید الیانا اصلا شیطون نیست باور کنید که نیست اصلا دوتا سی دی  رو تو انگشتش نمیکنه که در نیاد و بترسه و بابای بیچاره معلوم نیست چجوری میشکونه اونا رو و انگشتش کبود و باد کرده میشه ها .اصلا باور نکنید که پریز برق رو معلوم نیست چجوری داشت میذاشت منفجر شد و سیم تو دستش موند و فیوز برق خونه پرید .اصلا باور نکنید خانوم خانوم :دی

مامان نوشت: خیلی وقتها این سوال پرسیده میشه که بهترین روزهای زندگیت چه روزهایی بودند و هستند؟ امروز میخواهم اعتراف کنم تمام روزهایی که "تــــو" آمدی و هستی و در کنارم پرسه میزنی و نفـــــــس میکشی بهترین روزهای زنــــدگیم هستند.چشمهایم را میبندم و گوشهایم را میگیرم و به یک لحظه نبودنت که فک میکنم نابودم.بغل

پ.ن1: یوقتا پول خیلی هم چیز بدی نیست وقتی نمیتوانی بگویی سلامتی باشه پول مهم نیست .اون سلامتی الان با پول بدست می آد..

پ.ن2:وقتــــی گرسنه ای یه لقمه نون خوشبختــــــیه ،وقتـــــی تشنــــــه ای یه قطره آب خوشبختــــــــیه ،وقتـــــی خوابت میــــاد یه چرت کوچیک خوشبختیــــه ،خوشبختـــــی یه مشتی از لحظاته ،یه مشت از نقطه های ریز که وقتـــی کنار هم قرار میگیرن یه خط رو میسازن به اسم زندگی !قــــدر خوشبختیها تون رو بدونید همان دلخوشیهای کوچک رو نادیده نگیرید :)

/ 42 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان ارشیا

وااای عکساشووو ببین آدم دلش میخواد درسته قورتش بده [ماچ] دوستت دارم تپلی خاله هاله[قلب]

سحر

آزده جان. كلاس چهارمي شدن شما هم مباركككككككككككك[قلب]

باران

عزیز دلم یعنی عاشقتم هزار ماشالله به این دختر زیبا واون صورت مثل فرشته ای که داره چقدفرم مدرسه شون قشنگه خدا برات حفظش کنه وحتما براش اسفند دود کن دوست گلم خیلی نوشته هاتو دوست دارم [ماچ][قلب]

باران

عزیز دلم یعنی عاشقتم هزار ماشالله به این دختر زیبا واون صورت مثل فرشته ای که داره چقدفرم مدرسه شون قشنگه خدا برات حفظش کنه وحتما براش اسفند دود کن دوست گلم خیلی نوشته هاتو دوست دارم [ماچ][قلب]

سپیده عمه آریانا

الهی فدات بشم عزیز دل مهربونم . دوست دارم تا همیشه عشق همیشه دوست داشتنی من . دلم برای عکسهای کودکیت تا عکس خانومانه و زیبات ضعف کرد . 10000 ماشااله . بووووووووووووووووووووووووووس به روی ماهت نازنینم . الهی همیشه دنیات بکامت باشه [ماچ][بغل][قلب][گل][گل][گل]

persian friends

. در مورد هر كدام نظرتان را بنويسيد! منفعت طلبي! احتياج! قدر نشانسي! دو رويي! آرامش! انگيزه!

هدی مامان ارمیا

آزاده جونم سلام روز الیانای عزیز دلم مبارک از طرف من محکم ببوسش. بابا اینقدر رو این خانوم کوچولوی نازنازی عیب و ایراد نزار این کارا که نوج نوچ اصلا شیطنت نیست که شما دیدتو عوض کن همه چی درست می شه [نیشخند]

هدی مامان ارمیا

راستی مامان هنرمند دستت درد نکنه با این همه ذوقت که الهی چش حسوداش در بیاد عکسای الیانا خیلی بامزه شده

مامان اشکان

قربون عزیز دلم برم که اینقدر ماههههههههههههههه